تبلیغات
عمومی - مطالب آذر 1394
 
عمومی
اینجا همه چی در همه
جمعه 27 آذر 1394 :: نویسنده :
#آشپزی   #غذا_محلی

#جعفری_قرمه  - غذای محلی گیلان

جعفری قورمه را با قورمه ‌سبزی اشتباه نگیرید. این غذای خوشمزه، مخصوص گیلانی‌هاست.

مواد اولیه:
جعفری و تره: 500 گرم
گوشت: 250 گرم
لوبیا چشم‌بلبلی: 100 گرم
رب گوجه‌فرنگی و آب‌غوره: از هر کدام دو قاشق غذاخوری
نمک، فلفل و زردچوبه و روغن به میزان لازم

طرز تهیه:
* ابتدا گوشت را خرد کرده و با لوبیا می‌گذاریم بپزد.
* سبزی را شسته پس از این که آب آن کشیده شد خرد می‌کنیم.
* سپس با روغن به آرامی سرخ کرده و هر چند دقیقه یک‌بار سبزی را هم می‌زنیم.
* نمک، فلفل و زردچوبه را اضافه می‌کنیم.
* پس از این که سبزی سرخ شد رب گوجه‌فرنگی و آب‌غوره را داخل سبزی می‌ریزیم بعد همه مواد را به قابلمه گوشت اضافه کرده و می‌گذاریم به مدت 20 دقیقه غذا جا بیفتد

نوش جان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
◼️ آیا دوس داشتن ملاک کافی برای ازدواج است؟

■ اگر کسی شما را دوست دارد ، این هیچ معنایی ندارد ، دوست دارد که دارد !
● 

■ من چرا باید تا این حد خالی باشم که وقتی یک کسی من را دوست داشت ، فکر کنم مثلا چه معجزه ای اتفاق افتاده است ؟

■ بنابراین این بدترین دلیل برای ازدواج است که چون کسی من را دوست دارد پس من میخواهم با او ازدواج کنم !
● 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 آذر 1394 :: نویسنده :
Cafe➕




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شهرام حقیقت دوست متولد اسفندماه سال 1351 در رشت است. دانش آموخته کارشناسی رشته تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی است و از همان دوران دانشجویی با بازی در نمایش های حرفه ای عرصه تئاتر خود را اثبات کرد.

پاسخ شهرام حقیقت دوست به سوالاتی خواندنی و جالب +تصاویر

شهرام حقیقت دوست

شهرام حقیقت دوست متولد اسفندماه سال 1351 در رشت است. دانش آموخته کارشناسی رشته تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی است و از همان دوران دانشجویی و با اجراهای دانشجویی وارد عرصه هنر شد و کم کم با بازی در نمایش های حرفه ای عرصه تئاتر خود را اثبات کرد اما با بازی در سریال خط قرمز در سال 1379 برای عموم مخاطبان تلویزیون شناخته شد. او در فیلم ها و سریال های زیادی بازی کرده است که از میان آنها می توان به جنایت، صبح روز هفتم، مخمصه، کلاشینکف و... اشاره کرد.

پاسخ شهرام حقیقت دوست به سوالاتی خواندنی و جالب +تصاویر

شهرام حقیقت دوست

همچنین حقیقت دوست در حوزه تئاتر کارنامه پر و پیمانی دارد و در نمایش های زیادی از جمله مشروطه بانو، دن کامیلیو، همسایه آقا و... بازی کرده است. او بسیار پرانرژی است و این انرژی را در کارهایی که در آنها بازی می کند همیشه به همراه دارد. بسیار عاشق سفر است. هر زمانی که وقت می کند به فیلم دیدن، کتاب خواندن و تئاتر رفتن می گذراند و بازیگری را خطرناک ترین کاری می داند که در زندگی اش انتخاب کرده.

با کدام کار به صورت جدی وارد عرصه بازیگری شدید؟

اولین کاری که جدی بود در سال های دانشجویی کار مرحوم حسین پناهی بود که در سالن اصلی تئاتر شهر آن را اجرا می کردیم، در سال 1376 با نام چیزی شبیه زندگی.

بین کارهایی که تاکنون در آنها بازی کرده اید کدام را نقطه عطف می دانید؟

خودم واقعا نمی توانم کارها را به این صورت مرزبندی کنم، چون این گونه مرزبندی ها را خودم ندارم، یکسری زا کارهای تئاتر و تلویزیونی و سینمایی ام است که آنها را دوست دارم، اما نقطه عطف را نمی دانم.

در میان کارهایی که بازی کرده اید کدام را بیشتر دوست دارید و به دلتان بیشتر از سایر نقش هایتان چسبیده است؟

کارهایی که با حسین کیانی در حوزه تئاتر کرده ام که در این سال ها حدود 8، 9 اجرا بوده است و در طول این اجراها خیلی چیزها یاد گرفته ام و خیلی تجربه ها کسب کرده ام، در حوزه سینما هم کارهایی که با آقای سجادی انجام داده ام.
من در طول مدتی که کارکرده ام کار خوب داشته ام، کار متوسط داشته ام اما همیشه همه کارها را با انرژی کامل انجام داده ام و کارهایی هم  که بازخوردهای آنچنانی نداشته برای خودم به شخصه تجربه های خوبی بوده است.

کار جدیدی در دست انجام دارید؟

فعلا در حال خواندن چند فیلمنامه هستم اما هنوز قطعی نشده است و ترجیح می دهم فعلا اسم شان را نبرم اما یک کار تئاتر داشتیم همین چند ماه گذشته به نام «مضحکه» شبیه قتل» کاری از حسین کیانی که قرار است آن را دوباره در ماه های آینده در سالن دیگری در تهران روی صحنه ببرم.

با توجه به اینکه تجربه بازی در سه حوزه تلویزیون و نمایش و سینما را دارید، برای انتخاب نقش میان این سه حوزه برای خودتان اولویتی دارید؟

اولویت انتخابم همیشه متن خوب است، در تئاتر نمایشنامه خوب، در حوزه تصویر و سینما هم فیلمنامه خوب، خیلی برایم مرزبندی وجود ندارد. کما اینکه با تمام شرایطی که برای خودم قائل هستم در این انتخاب ها الان دو، سه سالی است که در حوزه تلویزیون کمی با شک و تردید سعی می کنم نقش انتخاب کنم، چون در حال حاضر فضای سریال سازی تلویزیون را خیلی دوست ندارم.

چقدر اهل سینما رفتن و تئاتر دیدن هستید؟

تئاتر که خیلی، معمولا همه کارهای دوستانم را می بینم، چون چندین سال است به هر حال تئاتر کار می کنم و گروه ها را می شناسم و کارهای شان را می بینم و دنبال می کنم. سینما هم می روم اما معمولا در جشنواره فیلم فجر، فیلم هایی را که در طول سال اکران می شود حدود هشتاد درصدش را می بینیم و آنهایی را هم که در جشنواره ندیده ام در طول سال وقت می کنم و در سینما می بینم.

آخرین فیلمی که دیدید؟

عصر یخبندان بوده است.

بهترین فیلم ایرانی که امسال دیده اید کدام بوده است؟

یک فیلم نمی توانم نام ببرم، دو، سه تا فیلم بوده است که دوست داشتم. یکی فیلم ارغوان به کارگردانی امید بنکدار و کیوان علی محمدی، فیلم مردی که اسب شد به کارگردانی امیرحسین ثقفی، فیلم عصر یخبندان را دوست داشتم به خصوص فیلمنامه اش را و فیلم آقای صمدی به نام پدر آن دیگری که خیلی خیلی حال و هوای فیلم های کاملا ایرانی سال های گذشته را به یاد می آورد و خیلی فیلم سلامتی است، فیلم روباه آقای افخمی را هم خیلی دوست داشتم با اینکه یک فیلم سیاسی بود و خیلی ها فکر می کردند که یک فیلم سفارشی است اما خیلی فیلم خوش ساختی بود و دیگر اینکه ذهنم یاری نمی کند.

کارگردانی بوده است که دوست داشته باشید با او همکاری کنید؟

الان آنقدر کارگردان های جوان و خوش ذوقی آمده اند که خیلی از آنها را ما نمی شناسیم و الان دیگر نمی توان گفت که دوست دارم با فلان آدم کار کنم و من انتظارم این است که یک فیلمنامه خوب و یک گروه پرانگیزه معمولا در کنارم باشند. من خودم آدمی هستم که خیلی انگیزه دارم برای کار و تمام توانم را می گذارم. دوست دارم آدم هایی هم که دور و برم هستند، مثل خودم باشند و علاقه دارم با این گروه های کار کنم و اسم خاصی را نمی توانم بیاورم.

جایگاه کتاب در زندگی تان کجاست؟

معمولا کتاب می خوانم، چون اوقاتی که سر کار نیستم، اصولا آدمی نیستم که بریز و بپاش داشته باشم، معمولا خانه ام کتاب می خوانم، فیلم می بینم، به تئاتر می روم.

برای خواندن به ما چه کتابی پیشنهاد می کنید؟

الان یک کتابی در دستم هست به نام «خیابان گاندی» نوشته خانم سید ساناز اصفهانی؛ خیلی نویسنده شناخته شده ای برای عموم مردن نیست اما ما سال ها می شناسیمش، در حوزه تئاتر نقد می نویسد و هم چنین متن های بسیار زیبایی. یک کتابی نوشته به نام «خیابان گاندی» که کتابی اپیزودی است و بسیار خوب و این کتاب را به دوستان پیشنهاد می کنم.

اگر بازیگر نمی شدید دوست داشتید چه کاره می شدید؟

اگر این سوال در سه، چهار سال اول کارم از من پرسیده می شد چون هیجان کار داشتم جوابم قطعا این بود که هیچ و من همیشه بازیگر می ماندم اما الان چون شرایط ما شرایط ویژه ای است در کار هنری در ایران به خصوص در این دو، سه سال اخیر که شرایط به شدت برای کسانی که دارند کار می کنند، دارد اذیت کننده می شود من الان جوابم این است که هم چنان دوست داشتم بازیگر بودم اما در شرایط بهتری در کشور.

 پاسخ شهرام حقیقت دوست به سوالاتی خواندنی و جالب +تصاویر

عکس شهرام حقیقت دوست

چقدر اهل سفر کردن هستید؟

خیلی زیاد، سفر را بسیار دوست دارم، دوست دارم با آدم های جدید در ارتباط باشم، جاهای تازه را ببینم، معمولا هم هر فرصتی که پیش بیاید می روم.

آخرین سفری که رفته اید به کجا بوده؟

آخری سفری که رفته ام، همین چند وقت پیش به ترکیه بوده است.

سفر داخلی چطور؟

سفر داخلی هم چون به واسطه کار خودش پیش می آید، دیگر خودم برای سفر داخلی دورخیز نمی کنم، معمولا به بهانه کارهایی که داریم، می رویم به این سو و آن سو، حتی به جاهایی که تصمیم نداشتی بروی می روی و می بینی و لذت می بری از آن.

برای سفر رفتن اگر بخواهید نقطه ای را انتخاب کنید کجاست؟

واقعا نمی توانم الان بگویم چون معمولا اتفاقی است که پیش می آید به بهانه های مختلف و جای خاصی الان مد نظرم نیست.

در میان سفرهای مختلفی که رفته اید کجا برای شما جذاب تر بوده است؟

تقریبا همه آنها چون جایی است که فضای آن متفاوت تر است نسبت به جایی که در آن زندگی می کنی و با آدم های جدیدی برخورد می کنی و جاهای جدید را می بینی و فرهنگ های تازه را کشف می کنی به همین دلیل همه جا به من خوش می گذرد و جای خاصی نیست که بگویم که آن جا بیشتر به من خوش گذشته، شاید اگر جایی با دوستانم به من بیشتر خوش گذشته و برایم جذاب تر بوده است اما این قطعا یک انتخاب دلی است و انتخاب منطقی ای نبوده است.

اهل کافه گردی و رستوران گردی هم هستید؟

نه، اهل کافه نشینی و رستوران گردی نیست.

آشپزی خودتان چطور است؟

نه، اهل آشپزی نیستم، یا از بیرون سفارش می دهم یا غذای خانگی است که مادرم آن را پخته.

ورزش خاصی انجام می دهید؟

الان نه، چون درگیر کار می شوم و تمام وقت و زمانم گرفته می شود. معمولا خودم خانه ورزش های سبک انجام می دهم در حد نرمش و...

در فضاهای مجازی خیلی عکس از شما دیده اند که در استادیوم بوده اید، استادیوم رفتن از علاقه های تان است؟

استادیوم نه خیلی، شاید به خاطر اینکه یک دوره ای عکس های ما در استادیوم به خاطر بازی های والیبال با دوستانم در صفحه های اجتماعی دیده شد، اینگونه برداشت می شود، اتفاقا ترجیح می دهم که در خانه و شرایط ایده آل بازی ها را از تلویزیون تماشا کنم.

فوتبال را که به استادیوم تا حالا نرفته ام و نمی روم و فضای آن را نمی شناسم اما والیبال را چون با دوستان آشنایی داشتم، دوست داشتم به استادیوم بروم و فضای آن را تجربه کنم و وقتی بازی های ایران بود می رفتم و دنبال می کردم.

سرگرمی و تفریح خاصی دارید؟

سرگرمی هایم در حوزه کاری خودم است، تئاتر بروم و دوره تمرینی که دارم تئاتر کار می کنم واقعا سرگرمی من است، همچنین کتابی که می خوانم و فیلمی که می بینم و بیشتر فیلم می بینم و سرگرمی هایم همین ها هستند.

آدمی هستید که اهل هیجان و خطر باشید؟

ما اینقدر در حوزه کاری مان درگیر هیجان و خطر و استرس و... هستیم، فکر می کنم تمام ماهایی که داریم در این شرایط کار هنری می کنیم مدام در معرض هیجان و خطر هستیم و بیشتر از این هیجان و خطر را دوست ندارم تجربه کنم. واقعا خطرناک ترین کار زندگی من است که دارم در این شرایط کار بازیگری انجام می دهم.

خیلی وقت ها شما را دوربین به دست دیده اند، آیا کار عکاسی هم انجام می دهید؟

من عکاسی را خیلی دوست دارم، یک زمانی سر فیلم هایی که می رفتم دوربین می بردم و در زمانی که خودم خیلی کار نداشتم عکس های پشت صحنه می گرفتم و خیلی به عکاسی علاقه مندم، سوژه خاصی مدنظرم نیست. بیرون می روم و سفر که می روم عکاسی از منظره می کنم یا سر کار از پشت صحنه عکس می گیرم.

قصد برپایی نمایشگاه عکس هم دارید؟

در حال حاضر نه. اما شاید روزی تعدادی از عکس ها را انتخاب و یک نمایشگاه کوچک برگزار کردم، اما الان انگیزه اش را ندارم.

و حرف آخر...

امیدوارم واقعا در شرایط بهتری در حوزه فرهنگ و هنر بتوانیم کار کنیم. این سال ها سال هایی است که همه چیزمان رنگ و بوی سیاسی گرفته است و همه یکجورهایی سیاست زده شده ایم، دوست دارم حوزه فرهنگ و هنر را جدی بگیرند کسانی که در راس مدیریت اتفاق ها قرار دارند که می تواند بسیار بسیار برای سلامت جامعه مفید و کمک کننده باشد.

هفته نامه اوقات خوش





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خانم مگ هیرشبرگ، کتابی نوشته است و تجربه خود درباره زناشویی با آقای گری هیرشبرگ، کاسب و مؤسس بزرگترین شرکت ماست ارگانیک دنیا یعنی مزرعه استونی فیلد، را بیان کرده است. در اینجا به چند پند و راهنمایی از زبان او درباره زندگی با یک کاسب اشاره می کنیم.

7 راهنمایی برای خوشبختی در زناشویی با یک کاسب

 خوشبختی در زناشویی با یک کاسب

1. همین حالا سوالات خود را بپرسید.

قبل از آنکه با هم عقد ازدواج ببندید، باید سوالات خود را درباره ریسک زندگی با یک کارآفرین و یا صاحب کسب و کار بپرسید. بسیاری از کارآفرینان هستند که اعتبار زیادی بر می دارند یا خانه خود را برای گرفتن وام کسب و کار گرو می گذارند. بنابراین اصلاً اشکالی ندارد که همان ابتدا از او بپرسید: ریسک و خطرات کدامند؟ آیا احتمال دارد خانه را از دست بدهیم؟

 

هیرشبرگ به سوالات مالی، شخصی و پایان بازی اشاره می کند که وقتی در آغاز راه تشکیل خانواده هستید باید از طرفتان بپرسید. اغلب این سوالات به تازه نامزدها مربوط می شود. مثلاً: «دارایی های خانوادگی تا چه حد آسیب پذیرند؟ اگر اتفاقی برای تو بیفتد، آیا چیزی به من می رسد؟ اگر کسب و کار تو سودده شد، قرار است با این پول چه کار بکنی؟ فکر می کنی چقدر طول می کشد که در وضعیت آغازین بمانیم؟ اگر این کسب و کار هرگز جواب ندهد، چه اتفاقی می افتد؟»

 

2. با زوج های دیگری با موقعیت های مشابه دوست شوید.

موضوعی که در میان اغلب زوج های کاسب وجود دارد این است که می گویند: «خوشحالم که می دانم فقط من اینطور نیستم» هیرشبرگ می گوید که او و شوهرش در سالهای اولیه شروع کارشان، از افراد کاسب دیگر دور بودند. او می گوید: «هیچکدام از دوستان من یا همسرانشان وارد کسب و کار شخصی نشده بودند. ولی حالا دوستانی دارم که آنها هم تجارت و کسب و کار خودشان را دارند. البته پیدا کردن این دوستان 25 سال طول کشید.» او توصیه می کند: «وقتی با کارآفرینان دیگری دوست شوید، می توانید راه حل ها و استراتژی های خود را با آنها در میان بگذارید، در حالیکه می دانید آنها در مورد شما داوری نمی کنند و با همان مسائلی روبرو هستند که شما با آنها دست و پنجه نرم می کنید.»

  خوشبختی در زناشویی با یک کاسب

3. در مورد کسب و کار با هم صادق باشید.

هیرشبرگ می گوید: «وقتی غریبه ها از شما می پرسند: "کسب و کارتان چطور است؟" دو جواب می توانید بدهید: "خوب" یا "عالی". دلیلش این است که وقتی شما صاحب کسب و کاری هستید، باید بگذارید اطرافیانتان – کارمندان، دوستان، سرمایه گذاران، بانکداران و همه آنهایی که با آنها ارتباط دارید – شما را باور کنند و باور کنند که شما می توانید این کار را انجام دهید. ولی مهم است که بین شما و همسرتان صداقت وجود داشته باشد.

 

هیرشبرگ می گوید: «اینطور نیست که اگر شک و تردیدی برانگیزید، گویی به همسرتان خیانت کرده اید. کارآفرینان با کسب و کارشان شناخته می شوند. از یک طرف، ازخودگذشتگی، اشتیاق و تعهد بسیار زیبا هستند، ولی برای زوج ها جالب نیست که دیدگاه های یکدیگر را به چالش بکشند.» شما باید در مورد این موضوعات بطور واضح بحث و گفتگو کنید و از سوالات شرعی خود نترسید.

 خوشبختی در زناشویی با یک کاسب

4. بدانید که صاحب کسب و کاری بودن مساوی با آزادی نیست.

به عنوان همسر جدید یک کاسب شاید انتظار داشته باشید که همسرتان رئیس خودش باشد و هر زمانی که بخواهد از محل کارش خارج شود. هیرشبرگ می گوید: «مردم وقتی کسب و کار تازه ای آغاز می کنند، فقط به مزایای آن نگاه می کنند؛ مثلاً هر وقت خواستند بتوانند به تعطیلات بروند، برای دیدن فوتبال، زود محل کار را ترک کنند، به تعطیلات طولانی بروند. ولی مسئله درست همینجاست که چون رئیس خودشان هستند هیچکدام از این کارها را نمی توانند بکنند.»

 

5. کاهش زمان های حواس پرتی

در واقع، کاسب ها حتی وقتی در خانه هستند همه ذهنشان جای دیگری است. اعتیاد به کار در میان کارآفرینان اصل نیست، ولی هیرشبرگ می گوید که بسیاری از کاسب ها با گوشی های تلفن خود ازدواج می کنند،در تعطیلات و هر شب تا دیروقت با تلفن حرف می زنند. «اینجاست که صدای همسر در می آید و دلخور می شود. از شوهر می خواهد که سر میز شام با تلفن صحبت نکند یا وقتی با هم قدم می زنید تلفنش را با خودش نیاورد.» هیرشبرگ می گوید: «بهترین هدیه ای که ما بهم می دهیم این است که زمانی را برای توجه کامل به همدیگر بدون حواس پرتی اختصاص می دهیم.»

 

6. مشخص کنید که نقش شما در این کسب و کار چه خواهد بود.

وقتی کسی صاحب کسب و کاری می شود، همسر او هم ممکن است به راحتی در مسیری موازی با او قرار گیرد. هیرشبرگ می گوید: «کارآفرینان همه نوع کاری انجام می دهند، آنها همیشه سرشان شلوغ است و همیشه در حال مسافرت هستند. شاید دنیاهای شما از هم جدا شود.» او توصیه می کند که حتی اگر همسرتان درگیر کسب و کار روزانه نیست، کارمندان و سرمایه گذارانتان را بشناسد و گهگاهی از محل کار شما بازدید کند و در مهمانی های شما حضور یابد یا در نمایشگاه صنف شما، در غرفه شما کار کند. اینکه ارتباطتان را از دست ندهید بسیار مهم است. نه فقط ارتباط شخصی بلکه ارتباط حرفه ای خود را نیز حفظ کنید.»

  خوشبختی در زناشویی با یک کاسب

7. بدانید که به چه مقدار اطلاعات می توانید رسیدگی کنید.

هیرشبرگ اخیراً مقاله ای درباره این مطلب نوشته است که زوج ها چگونه می توانند درباره کسب و کار گفتگو کنند و مرزهای آنها کدامند و هر یک از آنها چقدر ریسک را می تواند هضم کند. او می گوید: «من به نقطه ای رسیدم که دیگر نمی توانستم صحبت های مربوط به امور مالی را بشنوم. به همسرم گفتم: "درباره محصولات یا سرمایه گذاران جدید با من حرف بزن. چون مسائل مالی برایم استرس زیادی دارد." نمی گویم مادر همسرتان باشید، ولی هر کسی تحمل ریسک متفاوتی دارد و شما باید به آن احترام بگذارید.»

 

او نتیجه می گیرد: «همیشه این سوال را از خودتان بپرسید که آیا من تعهد کافی به این فرد را دارم که در شرایط پیش بینی نشده، سخت و دیوانه کننده در کنار او بمانم.» او می گوید: «در مورد من همیشه جواب "بله" بوده است.»

برترین ها





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 آذر 1394 :: نویسنده :

شاید این روزها رابطه شما و همسرتان مثل همیشه نباشد یعنی، نمی‌توانید مثل همیشه از کنار او بودن لذت ببرید، او نیز مثل همیشه با شما رفتار نمی‌کند، احساس می‌کنید چیزی بین شما فاصله انداخته است ولی نمی‌دانید چه می‌تواند باشد، به همه‌چیز شک دارید‌، حتی به احساسات خودتان و نمی‌دانید مشکل کجاست؟

همسر پنهان‌کار را چطور بشناسید؟ 

 شاید مشکل این است که همسرتان به هر دلیل موضوعی را از شما پنهان می‌کند یا مشکل چیز دیگری است؟ اگر می‌خواهید بدانید که آیا همسرتان چیزی را از شما پنهان می‌کند یا نه باید با نشانه‌های پنهان‌کاری مردها آشنا شوید. بیشتر مردها هنگام پنهان‌کاری به گونه‌ای ویژه رفتار می‌کنند که اگر شما بتوانید تشخیص دهید می‌توانید قبل از اینکه خیلی دیر شود رابطه‌تان را نجات دهید و دوباره تبدیل شوید به همان زوج عاشقی که قبلا بودید.

 

احساس می‌کنید همیشه تشنه است؟

وقتی همسر یا نامزدتان چیزی را از شما پنهان می‌کند، احتمالا عصبی می‌شود و به طور کلی تمام حالت بدنش خونسردی و آرامش خود از دست می‌دهد به‌خصوص زمان‌هایی که راز بزرگی دارد و از برملا شدنش وحشت دارد و می‌ترسد با فاش شدن راز چیزهای زیادی را از دست بدهد. تحقیقات نشان می‌دهد در این مواقع ماهیچه‌های مری شروع به گرفتن و سفت شدن می‌کند و در نتیجه این گرفتن گلو خشک می‌شود بنابراین اگر هنگام صحبت با شما مدام آب دهانش را قورت می‌دهد نشان می‌دهد می‌خواهد کمی گلویش را از خشکی دربیاورد و ماهیچه‌های گلویش را باز کند. وقتی از او سؤال می‌‌كنید به عکس‌العمل‌هایش دقیق شوید. همچنین دقت کنید در کجای صحبت بیش از همه گلویش خشک شده و آب دهانش را قورت می‌دهد تا بفهمید در کجا از شما موضوعی را پنهان می‌کند.

 

همسر پنهان‌کار : اگر زیاد از جزئیات می‌گوید

شاید فکر کنید وقتی شوهر یا نامزدتان جزء به جزء و با جزئیات تمام برایتان تعریف می‌کند که کجا بوده ‌است، چه کرده است و... یعنی هیچ چیزی را از شما پنهان نکرده و با شما روراست است و می‌تواند خیالتان راحت باشد اما باید بدانید که کاملا در اشتباهید، چون وقتی او خیلی به تعریف جزئیات می‌پردازد یعنی در حال پنهان کردن موضوعی است و می‌خواهد با تعریف داستانی طول و دراز موضوع اصلی را پنهان کند. نشانه‌ای ‌مهم که می‌تواند عدم صداقت را نشان دهد زمانی است که شروع به تعریف کردن داستانی می‌کند و در آن بیشتر به جزئیات بی‌اهمیت می‌پردازد و مدام از موضوع اصلی طفره می‌رود، باید بدانید در این مواقع احتمالا در حال پنهان کردن موضوعی است، به‌خصوص اگر هنگام صحبت مدام مکث کند، چون در حال ساختن یک واقعیت خیالی است در این مواقع شما می‌توانید با سؤال کردن او را تا حدی مجبور به گفتن حقیقت کنید.

 

اگر کمی با خود فکر کنید به این نتیجه می‌رسید که وقتی خودتان هم در حال گفتن حقیقت و تعریف کردن یک واقعه خاص هستید خیلی به جزئیات نمی‌پردازید (مثل اینکه دیوار اتاق چه رنگی بود یا اسم فروشنده مغازه چه بود یا...) به این دلیل که شما همه این اطلاعات زائد را در زندگی هر روزه در ذهنتان نگه نمی‌دارید پس...

 

همسر پنهان‌کار : با دست‌هایش چه می‌کند؟

هرگاه احساس کردید همسر یا نامزدتان چیزی را از شما پنهان می‌کند کمی به دست‌هایش توجه کنید و ببینید با آنها چه می‌کند. وقتی یک نفر خیلی ناگهانی دست‌هایش را پنهان می‌کند یا با آنها قسمتی از بدنش را لمس می‌کند(مثلا با دست‌هایش پشت گردنش را لمس می‌کند یا می‌گیرد) یعنی می‌خواهد به نوعی به خودش آرامش دهد و خونسردی‌اش را حفظ کند چون می‌داند در حال انجام کار اشتباهی است. البته توجه کنید که بعضی آدم‌ها به طور طبیعی بیشتر اوقات دست‌هایشان را در جیبشان قرار می‌دهند و این نشان‌دهنده پنهان‌کاری آنها نیست بنابراین اگر مرد شما هم عادت دارد بیشتر اوقات دست‌هایش را در جیبش کند نباید تصور کنید که چیزی را از شما پنهان می‌کند یا دروغگو است.

 

همسر پنهان‌کار : ناگهان مهربان شده ‌است؟

شاید همسرتان خیلی گرفتار باشد، همیشه سرکار است و شما خیلی کم او را می‌بینید؛ این موضوع به خودی خود اصلا شک‌برانگیز نیست ولی زمانی باید به پنهان‌کاری او کمی شک کنید که همسرتان یکباره و به طور ناگهانی و بدون اینکه سابقه داشته باشد شروع به خریدن کادوهای خیلی گرانقیمت برای شما می‌کند، چون احتمالا به‌دلیل پنهان‌کاری‌‌ای که دارد دچار عذاب وجدان شده‌ است و می‌خواهد به نوعی جبران کند (البته همیشه هم این موضوع نشانه پنهان‌کاری نیست).

 

گاهی نیز پیش می‌آید كه همسر بی‌اعتنای شما ناگهان بیش از حد مهربان می‌شود و بیش از اندازه به شما توجه نشان می‌دهد همه اینها می‌تواند نشانه‌ای از احساس گناه او باشد بنابراین بهتر است در این مواقع در رفتارهای او دقیق شوید تا متوجه شوید واقعا چرا ناگهان اینقدر مهربان شده و آیا به راستی دچار تحول شده یا...

 

همسر پنهان‌کار : از سؤال خوشش نمی‌آید؟

هنگامی‌كه از او می‌پرسید «چرا دیر كردی؟» یا «چرا تلفن همراهت خـامـوش بود؟» او با لحنی تند و چهره‌ای برافروخـته شـروع بـه توجـیه می‌كـند و با اسـترس پاسخ سؤال را می‌دهد. برای هر موضوع بی‌اهمیتی شروع به بهانه‌تراشی و تندخویی می‌كند. اگر وقتی از او چیزی می‌پرسید به خود حالت دفاعی می‌گیرد به طوری که حتی شما را می‌ترساند می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که شریک شما چیزی را پنهان می‌کند و از افشا شدنش می‌ترسد، در واقع او حالت دفاعی می‌گیرد چون یک قسمت ذهن او می‌داند که ممکن است شما رازش را کشف کنید، به همین دلیل جوری رفتار می‌كند که شما کمتر سؤال كنید.به طور کلی هـمیشه نسبت به فردی كه حتی از پاسخگویی به ساده‌ترین و منصفانه‌ترین سؤالات شما سر باز می‌زند یا سـؤالات شما را از خودتان می‌پرسد (این امر نشانگر یافتن یك جست‌وجوی ذهنی برای دروغگویی است) مشكوك باشید.

 

همسر پنهان‌کار : راز تلفن‌های مشکوک چیست؟

وقتی تلفن همراه همسر شما وقت و بی‌وقت، مثلا شب‌های دیروقت مدام زنگ می‌خورد و او زمانی که شما در اتاق هستید به راحتی به تلفن‌هایش جواب نمی‌دهد و وقتی هم كه شما علت را جویا می‌شوید و می‌پرسید چه کسی پشت خط است جواب سربالا می‌دهد و حتی گاهی اهانت هم می‌کند یا گاهی پیش می‌آید كه در حال صحبت با تلفن است ولی وقتی شما وارد اتاق می‌شوید به سرعت گوشی را قطع می‌کند و... اگر این اتفاقات خیلی بیشتر از یک بار پیش آمده ‌است مسلما تصادفی نیست و نمی‌توان خیلی به آن خوشبین بود. او هنگام وارد شدن شما به اتاق گوشی را قطع می‌کند چون نمی‌خواهد شما متوجه شوید چه کسی پشت خط است، این پنهان‌کاری او زمانی آشکارتر هم می‌شود که وقتی از او می‌پرسید چه کسی پشت خط است و او به لکنت می‌افتد.

 

همسر پنهان‌کار : همیشه در حال دعوا کردن است؟

انگار آن روزهای تفاهم، همدلی و رضایت كه با هم داشتید به پایان رسیـده است و این روزها او با هر كار شما شروع به مشاجره و شكایت می‌کند و از هـر بـهـانـه‌ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده می‌كند. نق‌زدن‌ها به او كمك می‌كند تا احساس گناه ناشی از پنهان‌کاری خود را از بین برده یا حداقل كمتر كند بنابراین اگر عیب‌جویی‌های او از شما به‌صورت یك عادت درآمده كمی‌ دقت كنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.

 

همسر پنهان‌کار : دوستانش تغییر کرده‌اند؟

اگر او به طور ناگهانی شروع به معاشرت با دوستانی کرد که قبلا با آنها چندان رفت‌وآمد نداشته یا دوستان جدیدش را از شما پنهان کرد و وقتی هم از او سؤال می‌کنید جواب درستی نمی‌دهد، به او مشكوك باشید.

 

یكی از نشانه‌‌‌های شروع پنهان‌کاری قرار گرفتن فردی جدید در سر راه فرد است كه ممكن است از طرف او «همكار» یا «دوست قدیمی» اطلاق شود. اما مسلما او از بیان جزئیات دوستی با افراد جدید خودداری كرده و سعی در پوشاندن آنها دارد.

 

از هم دور شده‌اید؟

به طور طبیعی هر رابطه‌ای بالا و پایین دارد گاهی رابطه صمیمی‌تر است و گاهی اختلافات کوچک افراد را از هم دور می‌کند. اگر احساس می‌کنید همسرتان از شما دور شده ‌است باید به دنبال پیدا کردن دلیل این دور شدن باشید، شاید او چیزی را از شما پنهان می‌کند، ا گر متوجه شده‌اید به‌تازگی زیاد توی فكر است، معمولا به یك نقطه خیره می‌شود و در افكار خود فرورفته است باید کمی مشکوک شوید بهتر است از او بپرسید آیا مشكل كاری دارد؟ با كـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پس چه مشکلی پیش آمده ‌است، حتما مشکلی پیش آمده‌ است که باید آن را کشف کنید.

 

توضیحی ندارد؟

اگر همسر شما هیچ توضیح منطقی‌ای برای برنامه‌های خود ندارد، اینکه وقت و بی‌وقت از خانه بیرون می‌رود و دیر به خانه بازمی‌گردد می‌تواند نشانگر پنهان‌کاری او باشد. اگر ملاقات‌های کاری مثل همیشه است جای نگرانی نیست اما اگر مدام ملاقات‌های جدید دارد، منطقی است که نگران شوید که مبادا چیزی را از شما پنهان می‌کند. شتابزدگی، وقت و بی‌وقت خانه را ترک کردن و توضیحات غیر منطقی دادن از علائم پنهان‌کاری است.

مجله ایده آل





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 آذر 1394 :: نویسنده :

سال‌هاست دولت تلاش می‌کند با اعطای وام،بازار نابسامان مسکن را مدیریت کنداما تاکنون اعمال این سیاست‌ها نتوانسته تشنج و التهاب این بازار راآرام کند.

وامی که مردم را صاحب خانه نمی‌کند

اما و اگرهای وام مسکن

چند سالی است که بخش مسکن همچون کلافی سردرگم درانتظار روزنه امید برای باز شدن است اما تا به امروز نه وام مسکن توانسته دوای درد این روزها پرالتهاب بازار مسکن باشد و نه مسکن مهر آنطور که باید آرزوی خانه دار شدن بسیاری از اقشار کم درآمد جامعه را محقق کند

حال این پرسش مطرح است که مشکل اصلی این همه نابه سامانی در بخش مسکن کجاست؟ چرا تاکنون راه کارهای اعمال شده همچون اعطای وام مسکن از سوی متولیان دراین بخش نتوانسته چرخ بازار را به حرکت در آورد؟

این پرسش‌ها درحالی همچنان بی جواب مانده است که مدتی است معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهر سازی از اعطای تسهیلات 60 میلیون تومانی مسکن خبر داد.

حامد مظاهریان در گفت و گویی مطرح کرد که رونق این بازار درگروی افزایش تسهیلات بانکی است.

به اعتقاد وی در شرایط کنونی قیمت واقعی ملک در سطح معقولی قرار دارد چرا که اگر تورم سالیانه راکم کنیم قیمت مسکن به حدود سال 89 می‌رسد و از این منظر وضعیت نسبتاً خوبی داریم.

این اظهار نظر در حالی مطرح می‌شود که به تازگی مرکز آمار بیشترین و کمترین قیمت خرید وفروش مسکن در شهری همچون تهران را اعلام کرد. بر اساس این آمار منطقه دو با 23 میلیون و 590 هزار تومان و منطقه 17 با سه میلیون و 610 هزار تومن به ترتیب بیشترین و کمترین فاصله قیمتی را بین گران‌ترین و ارزان‌ترین ها داشتند. با ارائه چنین آماری که مربوط به تابستان سال 94 سات آیا باز هم تاکید معاون مسکن و ساختمان وزارت راه وشهرسازی مبنی بر مقایسه قیمت‌ها در سال جاری با سال 89 مقایسه‌ای درست است؟ و آیا به واقع قیمت ملک در سطح معقولی قرار دارد؟

این اعطای وام در حالی از سوی شورای پول و اعتبار مصوب شده است که بسیاری از کارشناسان بر این نظراتفاق دارند که تزریق این وام نه تنها نمی‌تواند تأثیر مثبتی بر بازار پرتنش مسکن بگذارد بلکه روند صعودی تورم را نیز سرعت بیشتری می‌بخشد.

*** وام 60 میلیون تومانی مردم را صاحب خانه نمی‌کند

حمیدرضا قدری کارشنای ارشد مسکن گفت: سال‌هاست که دولت تلاش می‌کند بااعطای وام تسهیلات مختلف بازار نا به سامان مسکن رابه گونه‌ای مدیریت و ساماندهی کند اما متاسفانه تاکنون اعمال این سیاست‌ها نتوانسته تشنج و التهاب این بازار را آرام کند.

به اعتقاد قدری اعطای تسهیلات روی اصلی نیست بنابراین رقم هرچه قدر بالاتر باشد راهگشای رفع تورم کنونی در این بازار نیست.

وی با اشاره به اینکه معضل مسکن باید از زیر بنا حل شود گفت: وقتی شاهد قیمت نجومی در خرید مسکن هستیم واقعاً 60 میلیون تومان قشر ضعیف جامعه را خانه دار نمی‌کند.

این کارشناس مسکن تصریح کرد: نگاه مردم به مسکن باید از نگاه به عنوان کالای سرمایه‌ای تغییر کند همچنین حمایت انبوه سازان معتبر برای تولید بیشتر ساختمان‌هایی که به دلیل نبود اعتبار کافی رها شده‌اند می‌تواند گره گشای معضل مسکن باشد.

** دولت از انبوه سازان غافل شده است

محمد علی ربانی یکی دیگر از انبوه سازان نیز به تخصیص اعتبار وام خرید مسکن اشاره کرد و گفت: دولت به جای اختصاص وام خرید مشکلات انبوه سازان را به عنوان مهمترین بازوی وزارت مسکن و شهرسازی برای افزایش تولید مسکن و اتمام پروژه‌های نیمه تمام از جمله واحدهای مسکونی مسکن مهر حل و رفع نماید.

ربانی گفت: تزریق وامی که در شرایط حاضر قیمت یک واحد مسکونی حداقل 200 میلیون تومان است این 60 میلیون تومان آنقدر هم که باید گره گشا نیست.

وی در پایان گفت: سال‌هاست که ما انبوه سازان گفته‌ایم دولت به جای حضور مستقیم نظارت غیر مستقیم را عهده دار شود و کار را از صفر تا صد به بخش خصوصی واگذار نماید.

ربانی معتقد است در چنین شرایط ورود انبوه سازان واقعی و توجه به دولت به خواست آنها آرزویی که سال‌ها بخش مسکن انتظار آن را می‌کشد عملی می‌شود.

اظهار نظر این دو کارشناس که سال‌هاست در این بخش فعالیت دارند در حالی مطرح می‌شود که دریک جمع بندی می‌توان گفت که متولیان امر در بخش مسکن سیاست‌های اعمالیشان را با همراهی بخش خصوصی می‌تواند محقق کند.

درمان این روزها و یا شاید بهتر بگویم این سال‌های پرالتهاب بخشی از مهمترین اولویت خانوارها نیز به شمار می‌رود نیز منوط به اعمال سیاست‌های مدیریت شده و بلند مدت است و نه راه کارهای منطقی و کوتاه مدت.

جام نیوز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آرام جعفری به همراه همسرش سفری به پاریس کرده و عکس هایی از سفرش را منتشر کرده است. در ادامه عکس های آرام جعفری را مشاهده می کنید.

نوع پوشش آرام جعفری به همراه همسرش در پاریس

عکس آرام جعفری و همسرش

آرام جعفری بازیگر کشورمان سفری به خارج از کشور کرده و در پاریس عکس های یادگاری گرفته است!

آرام جعفری با انتشار عکس های جدیدی از خودش و همسرش, متن زیر را منتشر کرد.

****

سلام به همه عزیزانم

خیلى وقت دلتنگتونم

تو سفرم به یادتونم,واقعاً جاى همه شما عزیزان جان خالیه.

الهى هر كجا كه هستین دلتون شاد باشه

من و همسرم آقا ى امانى، كسى كه معناى واقعى رفاقت و دوستى رو رو از بر،

همراه و همدله، همسرم معناى واقعى دوستى رو به من ثابت كرد.

دوستى خودخواهى نداره

و برام دعا كنید مهربونترینها

سایش سالیان سال با عزت در كنارم باشه

دوستون دارم مردم خوب


نوع پوشش آرام جعفری به همراه همسرش در پاریس

عکس آرام جعفری و همسرش







صفحه شخصی آرام جعفری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حرامیان جز به جنازه شما راضی نمی‌شوند/ باید کاری «زینبی» کنی

الهام چرخنده

«داریوش سجادی» اصلاح طلب حزب‌اللهی مقیم آمریکا در وبلاگ خود نوشت:

سرکار خانم الهام چرخنده
با تحیّات «عرض حال» آغشته به ابتهال حائز التفات شما خواهر گرانقدر در برنامه «دید در شب» هر چند موید شرفداشتی ولو اندک از رنجنامه پر حجم تان بود اما به همان میزان استیذانی از جنابعالی را بر ذمه اینجانب و در مقام برادر ایمانی تان تکلیف می نماید.

سرکار خانم چرخنده!
همه گنجوری مأجورتان از آن همه رنجوری مفهوم تان، مسموع است. اما تاسی تان به آن مولانائی باشد که:
گفت پیغمبر که رنجوری به لاغ
رنج آرد تا بمیرد چون چراغ
جبر چَبوَد؟ بستن اشکسته را؟
یا بپیوستن رگی بگسسته را؟
چون درین ره پای خود نشکسته‌ای
بر که می‌خندی؟ چه پا را بسته‌ای؟
وآنکه پایش در ره کوشش شکست
دررسید او را بُراقُ ـ بر نشست
حامل دین بود او ـ محمول شد
قابل فرمان بُد اوـ مقبول شد

سرکار خانم چرخنده!
محزونی و غمگنانه تان صادقانه بود اما صادقانه ترینش بی دانشی تان از سیاست بود.
همین مهجوری از سیاست است که شما را محروم از آن کرده تا به چرائی برنتابیدن «الهام چرخنده» از جانب آن مُترفین غربنده، تفطن یابد!

خواهر گرانقدر!
محل نزاع و موضوع مناقشه «حرامیان» داشتن حجاب یا نداشتن معرفت حجاب جنابعالی نیست!
بحث بر سر بَرتری یا کَهتری حجاب «الهام چرخنده» نیست!
این سُویدآی دل من که حُمیرا صفت است
صافی از تهمت صفوان بخراسان یابد
سُویدآی دل آن حَرامیان به ساحت این حُمیرائیان «کالبد» ایشان نیست. «باربَد» شان را هدف گرفته اند!
این حُمیرا لفظ تأنیث است و جان
نام تأنیث اش نهند این تازیان

سرکار خانم چرخنده!
شما متهم اید. اما ای «ایهاالمُدثر» (!) اتهام جنابعالی مستورگی در آن پنج متر الگانس مشکی نیست! چرخنده از یکم فروردین 93 که تهنیت گوی حلول نوروز به رهبری مملکت شد هم زمان چلیپاکش اتهامی شد که برآیند لشکرکشی خیابانی از 88 به بعد بود.
اینها با پنج متر چادر مشکی شما مشکل ندارند! مطمئن باشید اگر از همین امروز بجای «الهام چرخنده» با حفظ التفات تان به رهبری تالی آن «گلشیفته سرگشته» هم شوید باز هم ناتوان از آن خواهید بود تا ارزنی از غیظ و نفرت و کراهت آن حرامیان را به خود فرو کاهید!

سرکار خانم چرخنده!
اگر سیاسی بودید و با ابجد ها و هَجاهای سیاست در ایران آشنائی داشتید متوجه می شدید از 88 به بعد جامعه سیاسی ایران بشکلی بی اخلاقانه و از جوار منحوسات آن «فتنه اکبر» استوار بر دو گانه «بر رهبری» یا «با رهبری» شد و آنک و اینک همه صف بندی ها و مرزبندی ها و الفت ها و نفرت ها و دیو و دلبر سازی را همان غوغائیان با واحد «الفت با آقا» یا «نفرت از آقا» اُکسیمتری می کنند!

سرکار خانم چرخنده!
این تقدیر خود ساخته و خود خواسته شماست. اما شما نه اولین قربانی این حرامیانید و نه آخرین آن!
اهل سیاست نیستید اما از اهل اش بپرسید که حرامیان پیش از این همین معامله را حتی قبل از 88 چگونه با «حسین درخشان» روا داشتند!؟
«درخشان» جوانی بود از میانه همین حرامیان و اتفاقاً برخلاف شما تا عمق دنائت ایشان نیز خود را آلود اما تا آن اندازه اقبال داشت تا خود را از حضیض آن شناعت به ساحل طهارات SOS کند و از همان اصحاب سیاست بپرسید در فردای به صرافت خمینی و انقلاب خمینی افتادنش همان دوستان قدیم اش چه بی اخلاقی ها و بی شرمی ها و بی آزرمی ها با «حسین» نکردند!؟

اما سرکار خانم چرخنده!
یک حقیقت مسلم را نیز فراموش نکنید.
این یک «جنگ» است. تعارفی هم در آن نیست. حرامیان تمام قد در مقابل شما و اعتقادات شما و انقلاب شما و مقدسات و مطهرات و مملکت و نظام و رهبر شما صف آرائیده اند و کمتر از جنازه شما و جنازه اعتقادات شما و شمایان را نمی جویند!
در این مصاف «نازک طبعی» حرام شرعی است!
حافظانه «وفا کنید و ملامت کشید و خوش باشید ــ که در طریقت ما کافریست رنجیدن»

شیرزن بختیاری!
به همان زینبی (س) که در «دید در شب» بارها بدان توسل و تأسی کردی مُکلفی «کاری زینبی» کنی.
اگر به فرزندانت شوریدند و به خودت درشتی و ناسزا کردند و مادرت را به جفا جسارت داشتند! موظفی به زینبی تأسی کنی که حرامیان همه عزیزانش را مقابل چشمانش دریدند و سر بُریدند اما آن «استوانه ایمان» حسرت شنیدن یک «آخ» را هم بر دلشان باقی گذاشت!

سرکار خانم  الهام چرخنده!
با مشتی گرگ طرفی! لشکر اشقیا برابر خودت و اعتقادات دندان تیز کرده و دشنه از رو بسته اند.
در لحظه واقعه ارزنی کم بیآوری، آن درندگان بی کمترین اهمالی می درند ات!
اما صادقانه موظفم رازی را نیز با شما در میان بگذارم.
این درندگان در اوج درندگی از شدت ذلت و خائفی قابل ترحم اند!

سرکار خانم چرخنده!
شما در داخل ایران و در پناه امنیت ایران با دنباله این «حماقت حلقه» رو در روئید و بنده و امثال بنده در قلب ایالات متحده و در کانون و خاستگاه این «وحوش مدهوش» با ایشان هم جواری می نمائیم!
از آدم خوارهای مسعود رجوی تا دایناسورهای رضا پهلوی و «مالیخولیائی های یشمی» و مدل به مدل غربتی ها و قرشمال های یاوه گو و هذیان سرا در این جنگل مدرنیته را باید تیماری و بوتیماری و رواداری کنیم اما ارزنی هم توان خائفی از این تمامیت حماقت و خیره سری توام با بلاهت را نداریم!

سرکار خانم  الهام چرخنده!
این بی پروائی را دال بر دلیری و شجاعت و چالاکی و چابکی نشمارید.
اگر از ایشان نمی ترسیم چون قابل ترسیدن نیستند!
اگر از ایشان نمی رنجیم چون حائز رنجیدن نیستند!
اصلاً نیستند! توهمی از هستی اند! فکر می کنند «هستند» فحش می دهند تا خود را «هست» فهم کنند!
کابین نکاح شان را در نطفه ناسزا و دشنام سرشته اند!
پیغام ما و شما به این اصحاب حُباب چیزی جز این نمی تواند باشد:
سیصد گل سرخ یک گل نصرانی
ما را ز سَر بُریده می ترسانی؟
ما گر ز سَر بُریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم!

رخصت ـ یاعلی
داریوش سجّادی
14/آذر/94 ـ آمریکا

پارسینه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 آذر 1394 :: نویسنده :


سقف یکی از خانه‌های طرح مسکن مهر شهر بابل به علت وزش باد شدید، کنده شده و فرو ریخته است.

سقف فروریخت

 تصویری در فضای مجازی منتشر شده که نشان می‌دهد سقف یکی از خانه‌های طرح مسکن مهر شهر بابل (واقع در جاده قائمشهر) به علت وزش باد شدید، کنده شده و فرو ریخته است.

 باد آمد؛ سقف مسکن مهر فروریخت

سقف یکی از خانه‌های طرح مسکن مهر شهر بابل

آفتاب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مریم سلطانی گفت که من به خاطر در آمد بیشتر، از بازیگری فاصله گرفتم و ترجیح دادم که آرایشگر باشم در حال حاضر نیز اولویتم همین شغل است.

مریم سلطانی

 مریم سلطانی بازیگر تئاتر و تلویزیون گفت: حدود دو سال است که از دنیای هنر، سینما، تئاتر و تلویزیون فاصله گرفته ام و مشغول یک کار دیگر هستم.

وی افزود: من شغل دوم دارم و در ابتدا فکر می کردم می توانم از عهده هر دو کار یعنی بازیگری و این شغلم بر بیایم اما بعد متوجه شدم که مسئولیتهای این شغلم زیاد است.

مریم سلطانی عنوان کرد: من یک آرایشگاه زنانه زده ام و در آن مشغول کار هستم و با توجه به گرفتاری های زیاد این شغل نمی توانم به فیلمبرداری برسم.

مریم سلطانی عنوان کرد: من به خاطر در آمد بیشتر این شغل، از بازیگری فاصله گرفتم و ترجیح دادم که آرایشگر باشم در حال حاضر نیز اولویتم همین شغل است.

وی خاطر نشان کرد: من پیشنهاداتی برای کار دارم اما فعلا می خواهم در این شغل یعنی شغل آرایشگری باشم اما این کار هم موقت است و یک روزی دوباره به بازیگری برمی گردم.

میزان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکی از این ابزارها که برای توسعه مدیریت شهرها استفاده می شود، spell به معنای جادوست. این جادوها نقش اساسی در بازی داشته و برای ارتقا و پیشرفت گیمر بسیار موثر است.

کلش آف کلنز!

بازی های کامپیوتری و بازی هایی که قابلیت نصب روی گوشی های تلفن همراه را دارند امروز متاسفانه می روند که جامعه مخاطب خود را به ورطه اعتیاد آنهم از نوع شدیدش بکشانند چراکه بعضا می بینیم افراد بیمارگونه به بازی های موبایل در هر مکانی می پردازند.

از این رو، با حجت الاسلام محمودرضا قاسمی، مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری سبک زندگی آلاء است در خصوص بازی clash of clans (جنگ قبایل) به گفت و گو پرداخته ایم  که مشروح این بحث و بررسی را با این استاد دانشگاه و کارشناس مسائل فرهنگی می خوانید:

جناب آقای قاسمی! استقبال از بازی clash of clans (جنگ قبایل)‌ امروز به حدی رسیده است که می توان به نوعی شاهد اعتیاد درصد بالایی از کودکان و نوجوانان و حتی جوانان و بزرگسالان از این بازی بود؛ تا اندازه ای که هر گیمر همچون وجوب خوردن و خوابیدن به عنوان نیازهای روزانه، تقریبا ساعاتی از روز را نیز به این بازی اختصاص داده و جزو برنامه های لاینفک خود قرار داده است. با توجه به این که امروز شاهد تبادل فرهنگ و اهداف مغرضانه مثبت یا منفی دیگر کشورها به ویژه ابرقدرت ها و استکبار (البته از نوع انتقال منفی فرهنگ و مستولی شدن بر فرهنگ جامعه هدف) از طریق فضای مجازی و ابزارهای به روز هستیم -نه این که در جنگ سخت رو در روی هم قرار بگیرند-، این بازی چه پازلی از اهداف سازنده را تکمیل و تامین می کند و چرا تا این اندازه از جذابیت برخوردار است؟

کلش آف کلنز clash of clans به معنای برخورد و جنگ قبیله ها است و ابزاری که در این بازی برای توسعه شهر و پیشرفت به کار گرفته می شود، اجنه هستند.

در این بازی و در مرحله نخست، فرد باید با منابع قبیله آشنا شود و کسی که این بازی را انجام می دهد – اگر قائل به تداعی اندیشه باشیم، که هستیم – در روند تکاملی آن ذهن او به گونه ای پرروش می یابد که باید برای بقای خود دیگران را نابود کرده و کسی حق زنده بودن را دارد که قوی تر بوده هر چند این قوی تر شدن از هر طریقی که ممکن است، انجام شود.

در این بازی گیمر برای به دست آوردن ابزار قدرت خود یعنی کارگر و اجنه، پولی پرداخت می کند و نقش تجارت و سرمایه در آن بسیار پُررنگ است.

همچنین، نوارهای رنگی مختلفی در این بازی ترسیم می شود که هر یک نماد و مفهومی خاص را دارد؛ نوار زردرنگ به معنای طلاست که برای ساختن ساختمان استفاده می شود، نوار بنفش مفهوم اکسیر می دهد که برای فونداسیون ساختمان به کار می رود، نوار سبز سنگ های قیمتی است و در حقیقت این سازه ها استحکامات فردی می شود برای ساخت شهر.

در طول روند کلش آف کلنز این اکسیر می تواند به الماس تبدیل شود که دُرّی برای افزایش سرعت بازی و در سایت های اینترنتی این الماس بازی clash of clans خریداری می شود یعنی جنبه درآمدزایی نیز برای تولید کننده دارد نه تنها جنبه آپدیت کردن.

در این بازی یک سری مولفه هایی وجود دارد که قابل توجه است؛ این که گیمر تا چه میزان در بازی پیشرفت کرده، به میزان ساخت و ساز او بستگی دارد و هر اندازه توان ساخت و ساز او بالاتر رود، پیشرفت و قدرت او بیشتر می شود. در این بازی کاربر برای بقا و پیشرفت خود باید دیگران را نابود کند و ببلعد و حذف کند.

سپس بعد از مرحله ساخت و ساز، فرد وارد بحث مدیریت می شود. در این مرحله گیمر با مدیریت و امکانات خود باید کلبه و خانه را به روستا و روستا را به شهر تبدیل کند. این بخش از بازی مهم ترین آن است که ضمن مدیریت، فرد باید قدرت حفاظت از چیزهایی که ساخته است را نیز داشته باشد. طی این روند ابزارهای مختلف همچون طلا، اکسیرها، پادگان نظامی، ارتش و ... باید قوی تر شود و کسی که معتقد به این بازی شد، در ذهن او این گونه تداعی می شود که دیگر دنیا روی آرامش را نخواهد دید و دنیای ترسیم شده در ذهن او همیشه مشغول جنگ بوده و ضعیف در آن له می شود و وسیله برای رسیدن هر چه باشد، توجیه می شود.

البته ظرافت های خاصی در این بازی نهفته و به طور کلی حس قدرت طلبی و انحصارطلبی که در وجود انسان است، در این بازی به عنوان دو عنصر کلیدی و مهم به کار گرفته می شود و این بر جذابیت آن می افزاید.

بنابراین، به طور کلی بازی کلش آف کلنز بنا و ادامه آن بر مدار خلاف اخلاق ساخته شده و فرد برای پیشرفت خود باید دیگران را نابود کرده و نیروهای نظامی خود را قوی کرده و شهر را توسعه دهد که این امر با ابزارهای مختلفی انجام می شود.

 ابزارهایی که اشاره کردید چگونه در این بازی به کار گرفته می شوند؟

یکی از این ابزارها که برای توسعه مدیریت شهرها استفاده می شود، spell به معنای جادوست. این جادوها نقش اساسی در بازی داشته و برای ارتقا و پیشرفت گیمر بسیار موثر است. بستر بازی به شکل جزیره اسکاندیناوی یعنی سرزمین شیاطین است و نوع ابزارهایی که در آن استفاده شده، به تبع این سرزمین، از جن و سحر و جادوست و نشان از تفکر آن قوم دارد.

چرا جغرافیای شمال اروپا در این بازی اهمیت دارد؟

یکی از دلایل این مساله دور بودن اروپای شمالی از کانون های وحیانی است. ما متاسفانه مشاهده می کنیم همان تاثیراتی که در این سرزمین است، گیمر نیز می پذیرد. در واقع جادوهای مختلفی در این بازی وجود دارد که حداقل شش جادو به صورت بی صدا و آرام و غیرمحسوس به گیمر القا می شود. لذا یکی از دلایل پیشرفت در این بازی استفاده از ابزار سحر و جادو و نیروهای شیاطین است.

البته در مجموعه فیلم های مختلف به ویژه رمان هری پاتر که فیلم آن نیز تولید شد، یا ارباب حلقه ها، استفاده از نیروهای شیطانی برای پیشرفت مشاهده می شود. به معنای دیگر در این تولیدات به مخاطب القا می شود که راز بزرگ پیشرفت در تاریخ استفاده از نیروی سحر و جادو و شیاطین بوده که این موضوع خلاف آموزه های ادیان و قرآن بوده و بلکه این نیروها از ابزار شیطان است. بنابراین در این بازی استفاده از نیروی جادو بسیار کاربرد دارد.

این جادو ها به چه شکلی در بازی ظهور و بروز پیدا می کنند و آیا به گونه ای هستند که گیمر متوجه حضور آنها شود؟

یکی از این نیروهای جادویی که به رنگ آبی است، آذرخش نام دارد. وظیفه این نیرو تخریب کردن است به این صورت که این نیروی جادویی هنگام استفاده تا شعاع چند کاشی را تخریب می کند و دیگران نابود شده و گیمر پیش می رود. در هنگام استفاده از این نیرو، رعد و برقی نیز در آسمان زده می شود که این پدیده در مجموع انیمیشن هایی که برای کودکان و نوجوانان ساخته می شود، دیده می شود که به طور مثال می تواند به کارتون سفیدبرفی اشاره کرد آن جا که زن خبیث می خواهد از ابزار شیطانی خود استفاده کند و آذرخشی اتفاق می افتد. لذا این حرکت در ادبیات آثار شیطانی مرسوم است.

البته باید بگویم این که رویکرد کمپانی های ساخت کارتون ها و انیمیشن ها به سمت مبانی شیطانی پیش رفته، کار عجیبی نیست و بستر این رویکرد سردمداران غربی بر مبانی مباحث شیطانی اند. به طور مثال آلیستر کرولی، پدربزرگ جرج بوش (جد مادری) که شخصیت شیطانی دارد و بنیانگذار شیطان پرستی مدرن بوده و کتاب شیطانی «قانون» (قانون شیطان پرستی) را تالیف کرده است.

بنابراین، نباید تعجب کرد که رییس جمهور اسبق آمریکا جزو گروه جمجمه و استخوان (Skull and Bones) بود. لذا این مبحث گسترده ای است که چرایی نگاه غرب در خصوص مساله جادو در تولیدات خود را نشان می دهد و این موضوع بستری تاریخی دارد که مورد حمایت سردمداران غربی است.

اما در بازی کلش آف کلنز یک نیرو و اسپل جادویی دیگری نیز وجود دارد که عنصر حیات بخش بوده و زردرنگ است. این جادو زمانی که پرتاب می شود، سربازهای مُرده را زنده کرده و به آنها عمر بیشتری داده می شود. جادوی دیگر نیز که در این بازی سرعت و شدت تخریب گیمر را بالا می برد، به رنگ بنفش است که فرد به وسیله آن می تواند به اژدهایان موجود قدرت دهد و به سربازان قدرت اژدها را بدهد.

جادوی دیگر نیروی پَرش است. در حقیقت استفاده کردن از این جادو این امکان را می دهد فرد این حق را داشته باشد بدون تخریب دیواری – که از قدرت او می کاهد – از دیوار فرد دیگر بالا رفته و وارد دهکده حریف شود و آن را غارت کند. ضمن آن که در این بازی هر کس به خود حق می دهد به هر چیز یا به هر فرد حمله کرده و آن ها را نابود یا غصب کند. لذا این جادو که به رنگ سبز است، قدرت حرکت گیمر را بالا برده و عملکرد او را بهتر کرده و وارد سطح و لِوِل بعدی می کند.

جادوی دیگری نیز در این بازی وجود دارد که ابزار دفاعی از قلعه محسوب می شود و افراد را فریز و دچار یخ زدگی می کند. این یخ زدگی در آنها موجب می شود از حرکت باز ایستند.

جادوی دیگری که به رنگ ارغوانی است، هدیه ای از کریسمس است که از جانب مسیح (ع) تلقی می شود. این هدیه به قدرت شخص اضافه می کند و نحوه استفاده از آن به شکل پرتابی است تا منفجر شده و دیگران را نابود کند.

در حقیقت این جادو به دلیل آن که هدیه از جانب مسیح (ع) تلقی می شود، جنبه تقدسی برای کشتن انسان ها دارد و ما مشاهده می کنیم در این پارت، انسان ها را با نام های مقدس می کُشند و این انحراف بزرگی است. همان طور که امروز تکفیری ها با شعار لا اله الا الله، انسان ها را سر می برند. لذا به طور کلی در بازی کلش آف کلنز حتی نیم نگاهی به خدا و اخلاق نیست و اگر چه این بازی جذاب است اما نتیجه آن چیزی جز تخریب روحیه افراد و سقوط نیست.

شبستان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شباهت آرم شبکه سوم با آرم اریکسون

آرم جدید شبکه سوم

شبکه سه سیما بعد از 23 سال، آرم خود را عوض کرد!

شباهت آرم جدید شبکه سوم سیما آرم

آرم جدید شبکه سوم

پارسینه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


از این که این وبلاگ مرا مورد بازدید قرار دادید از شما متشکرم موفق و پیروز باشید.
از طرف:admin

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
.

افزایش آمار سایت خرید هاست لینوکس تبادل لینک اتوماتیک گیرنده دیجیتال خرید هاست لینوکس هاست لینوکس دانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم